داستان کوتاه دعای نیمه‌شب زندانی

داستان کوتاه دعای نیمه‌شب زندانی
در روزگار حکومت «عبداللّه بن طاهر» سومین امیر دودمان «طاهریان»، برخی از جاده‌ها که محل رفت و آمد مردم و کاروان‌ها بود ناامن شد. امیر عبداللّه عده‌ی معینی را به پاسداری از جاده‌ها گماشت.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار

داستان کوتاه رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار
در یک روز از روزهای خدا، شیر سلطان جنگل به همراه گرگ و روباه که خدمتگزارانش بودند، برای شکار به کوه و دشت رفتند و با یکدیگر تمام کوه‌ها و دشت‌ها را زیر پا گذاشتند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه فالوده و حمام

داستان کوتاه فالوده و حمام
آورده‌اند که روزى «سلطان محمود» به «خواجه حسن میمندى» که وزیر او بود گفت: «آیا شخصى باشد که فالوده نخورده باشد.» وزیر گفت: «اى پادشاه! بسیارند که فالوده نخورده‌اند و ندانند.»
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه سبیل کسی را چرب کردن

داستان کوتاه سبیل کسی را چرب کردن
در گذشته داشتن سبیل و ریش در میان مردان بسیار مرسوم بود و کمتر مردی پیدا می‌شد که ریش و سبیل‌هایش را بتراشد. معمولا مردان بزرگ و عالمان و دانشمندان سبیل و ریش‌های بلندی داشتند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه چوبکاری کردن

داستان کوتاه چوبکاری کردن
عبارت چوبکاری کردن به لحاظ معنی و مفهوم واقعی یعنی کسی را با چوب زدن و به‌وسیله‌ی چوب تنبیه و سیاست کردن است. ولی مجازا به‌معنی: کسی را خجل و شرمسار کردن...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خر کریم را نعل کردن

داستان کوتاه خر کریم را نعل کردن
در گذشته‌های دور بیشتر شاهان ایران و جهان در دربار خود دلقک‌هایی داشتند که با حاضر جوابی‌ها، شیرین کاری‌ها و به‌خصوص متلک‌های نیش‌داری که به حاضران جلسه می‌گفتند...
دنباله‌ی نوشته