داستان کوتاه سلیمان الراجحی

داستان کوتاه سلیمان الراجحی
سلیمان عبدالعزیز الراجحی میلیاردر سعودی تعریف می‌کند: فقیر بودم. به اندازه‌ای که حتی برای رفتن به سفر تفریحی که در مدرسه برای بچه‌ها تدارک دیده بودند یک ریال سعودی هم نداشتم.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه شهردار و پیمانکار مناقصه

داستان کوتاه شهردار و پیمانکار مناقصه
آقای سالیوان مرد فقیری بود و برادری به‌نام جاناتان داشت که اخیرا شهردار شده بود. روزی خانم آقای سالیوان از روی نداری و بی‌چیزی به او گفت که پیش برادرش برود...
دنباله‌ی نوشته

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۶۲

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۶۲
داستانک‌های حقیقت و دروغ، عمر مرغ، توپ روسی، مرد خسیس و کودکانش، خبرنگار و توماس ادیسون، امتناع از خوردن، آدما فقط یه بار عاشق می‌شن، سنگ‌های چسبیده به خمیر و...
دنباله‌ی نوشته

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۶۱

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۶۱
داستانک‌های شطرنج و تخته نرد، تاج پادشاه، دختر و کشیش، گرگ و لک‌لک، سلام بر بخیلان، طلحک و سلطان محمود غزنوی، نشان کوچک، به بالا رسیدن، فلسفه و منطق سقراط و...
دنباله‌ی نوشته