داستان کوتاه یک انگلیسی و یک روسی و مردم ساده‌ی روستایی

داستان کوتاه یک انگلیسی و یک روسی و مردم ساده‌ی روستایی
خیلی سال پیش یه پیمانکار انگلیسی به‌نام آلن در شرکت نفت که در روستای ما کارمی‌کرد، به همه‌ی کارگران می‌گفت در پایان کار حقوق همه را می‌دم. کار که تمام شد، پولشو از شرکت نفت گرفت.
دنباله‌ی نوشته

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۶۸

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۶۸
داستانک‌های وقت طعام، آبرو، طلب بخشش، ناامیدی مارتین لوترکینگ، دیوارهای طلا، رشوه، قهرمان، شیر و شغال، هواپیمای مسافربری و جت جنگنده و اقیانوس شدن
دنباله‌ی نوشته