داستان کوتاه استخوان لای زخم گذاشتن

داستان کوتاه استخوان لای زخم گذاشتن
قصابی بود که هنگام کار با ساتور دستش را بریده بود و خون زیادی از زخمش می‌چکید. همسایه‌ها جمع شدند و او را نزد حکیم‌باشی که دکتر شهرشان بود، بردند. حکیم بعد از ضد عفونی زخم می‌خواست آن را ببندد...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خدا داده ولی کور خر مفت و زن زور

داستان کوتاه خدا داده ولی کور خر مفت و زن زور
یک زن و مردی با یک بار گندم که بار خرشان بود و زن سوار الاغ بود و مرد پیاده، داشتند رو به آسیاب می‌رفتند. سر راه برخوردند به یک مرد کوری. زن تا مرد کور را دید به شوهرش گفت...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه آزمون شاه عباس با تنباکوی پهن

داستان کوتاه آزمون شاه عباس با تنباکوی پهن
نقل است شاه عباس صفوی رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد و دستور داد تا در سر قلیان­ها به‌جای تنباکو، از سرگین اسب استفاده نمایند. میهمان­ها مشغول کشیدن قلیان شدند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه راننده تاکسی عاشق و چهارشنبه آخر ماه

داستان کوتاه راننده تاکسی عاشق و چهارشنبه آخر ماه
صبح‌ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم، آن‌قدر در ایستگاه تاکسی منتظر می‌مانم تا تاکسی مورد علاقه‌ام برسد. در واقع راننده‌ی این تاکسی را دوست دارم. راننده‌ی پیر و...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه ابوالقاسم بختیار اولین پزشک ایرانی

داستان کوتاه ابوالقاسم بختیار اولین پزشک ایرانی
دکتر ابوالقاسم بختیار اولین پزشک ایرانی است که تا سن ٣٩ سالگی تحصیلات ابتدایی داشت و خدمتکار یکی از خوانین بزرگ بختیاری بود. او هر روز فرزندان خان را به مدرسه می‌برد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه افسانه‌ی جعبه‌ی پاندورا

داستان کوتاه افسانه‌ی جعبه‌ی پاندورا
افسانه‌ی جعبه‌ی پاندورا یکی از افسانه‌های توصیفی از رفتار بشر در اسطوره‌شناسی یونان باستان است. یونانیان باستان،این افسانه را نه فقط برای آموزش خودشان در ارتباط با ضعف‌های بشری...
دنباله‌ی نوشته