داستان کوتاه تیمسار ضرغام و رضاشاه

داستان کوتاه تیمسار ضرغام و رضاشاه
از تیمسار علی‌اکبر ضرغام یکی از امرای رضاشاه نقل شده: یک بار رضاشاه برای بازدید از پادگان در یکی از مناسبت‌ها آمده بود. همین‌طور که از جلوی افسران رد می‌شد...
دنباله‌ی نوشته

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۳۳

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۳۳
داستانک‌های افسوس‌های تکراری، ابوسعید ابوالخیر و آسیاب، دزد و نابینا، اهداف باارزش، رسم رفاقت، نمک‌نشناسی، رسم احوال‌پرسی، به جای خدا، دروغگو و پنکه و سرمشق از استالین
دنباله‌ی نوشته

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۳۲

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۳۲
داستانک‌های داوود پیامبر و پیرزن، بینی بزرگ، تجدید وضو، برای خوشحالیمان ببخشیم، از که حاجت بخواهیم؟، حساب، جهل نگهبان دروازه‌ی روستا، سلطان، کله‌پاچه و پاچه‌خواری و...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه آن چه از دین مانده است

داستان کوتاه آن چه از دین مانده است
ابراهیم پسر رکن‌الدین ساوی می‌گوید: در آن سال که در هرات بودمی، نزد شیخ صائن‌الدین غزنوی درس حدیث خواندمی. شیخ صائن‌الدین را هماره تبسم بر لب بودی، جز آن روز که...
دنباله‌ی نوشته