داستان کوتاه اگر کوسه‌ماهی‌ها آدم بودند

داستان کوتاه اگر کوسه‌ماهی‌ها آدم بودند
‏دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای «کی» پرسید: اگر کوسه‌ماهی‌ها آدم بودند با ماهی‌های کوچولو مهربان‌تر می‌شدند؟ ‏آقای «کی» گفت: البته. اگر کوسه‌ماهی‌ها آدم بودند...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه نشانه‌های زن و شوهر بودن

داستان کوتاه نشانه‌های زن و شوهر بودن
زن و مردی از راهی می‌رفتند، ماموران آن‌ها را دیدند و آن‌ها را خواستند و پرسیدند: شما چه نسبتی با هم دارید؟ زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم. ماموران مدرک خواستند، زن و مرد گفتند: مدرک همراه نداریم.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه نقش مادر ادیسون در موفقیت فرزندش

داستان کوتاه نقش مادر ادیسون در موفقیت فرزندش
زمانی که ادیسون به مدرسه می‌رفت، معلم نامه‌ای به ادیسون داد که به مادرش بدهد و گفت این نامه را فقط مادرت بخواند. ادیسون نامه را به مادرش داد و گفت این نامه را معلم به من داده. مادر ادیسون نامه را خواند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه امتحان درس مدیریت زمان

داستان کوتاه امتحان درس مدیریت زمان
وقت امتحانا بود و ما اون روز می‌خواستیم سومین امتحان ترم رو بدیم که مربوط به درس مدیریت زمان می‌شد. از شما چه پنهون درس سختی هم بود و از اون بدتر استادش بود که خیلی سختگیری می‌کرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه به سیم آخر زدن

داستان کوتاه به سیم آخر زدن
برای این ضرب المثل سه وجه تسمیه و ریشه نام برده‌اند: وجه تسمیه‌ی نخست مربوط به عالم موسیقی است. وجه تسمیه‌ی دوم مربوط به سکه‌ی نقره‌ای ته جیب است و وجه تسمیه‌ی سوم مربوط به دست زدن به سیم فاز و هلاک شدن است.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه بجنبان ریش را

داستان کوتاه بجنبان ریش را
شبی سلطان محمود غزنوی تنها و با لباس مبدل در شهر می‌گشت که به گروهی از دزدان برخورد کرد. دزدان وقتی او را دیدند از او پرسیدند کیستی؟ سلطان محمود گفت: من هم مثل شما هستم و برای دزدی گشت می‌زنم.
دنباله‌ی نوشته