داستان کوتاه ورود سیاه‌پوست‌ها ممنوع

داستان کوتاه ورود سیاه‌پوست‌ها ممنوع
در سال ۱۹۵۹ رونالد مک‌نر پسر ده ساله‌ی آفریقایی‌آمریکایی که از هوش و استعداد بسیار بالایی برخوردار بود در کرولاینا زندگی می‌کرد. رونالد در حوزه‌ای که وارد می‌شد از جمله...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه سلیمان الراجحی

داستان کوتاه سلیمان الراجحی
سلیمان عبدالعزیز الراجحی میلیاردر سعودی تعریف می‌کند: فقیر بودم. به اندازه‌ای که حتی برای رفتن به سفر تفریحی که در مدرسه برای بچه‌ها تدارک دیده بودند یک ریال سعودی هم نداشتم.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه دیوانه‌تر از خودش ندیده

داستان کوتاه دیوانه‌تر از خودش ندیده
در ولایتی دیوانه‌ای بود که با حرکات خویش موجب آزار و اذیت مردم می‌شد. به‌خصوص زمانی که دیوانه به حمام می‌رفت، رفتارهای غیر معقول خود را بیش از پیش از خود نشان می‌داد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه زندگی دیگران را نابود نکنیم

داستان کوتاه زندگی دیگران را نابود نکنیم
جوانی از رفیقش پرسید: کجا کار می‌کنی؟ پیش فلانی. ماهانه چند می‌گیری؟ ... تومان. همش همین؟ چطوری زنده‌ای تو؟ صاحب‌کار قدر تو رو نمی‌دونه. خیلی کمه! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه مهمان شدن خلیفه در خیمه‌ی اعرابی

داستان کوتاه مهمان شدن خلیفه در خیمه‌ی اعرابی
روزی «مهدی بن منصور» خلیفه‌ی عباسی، به شکار رفته و از لشکر دور افتاده بود. همچنان که حیران و سرگردان در صحرا می‌گشت، ناگاه به خیمه‌ی اعرابی بادیه‌نشین رسید.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه قضاوت از روی ظاهر

داستان کوتاه قضاوت از روی ظاهر
در آخرین لحظات سوار اتوبوس شد. روی اولین صندلی نشست. از کلاس‌های ظهر متنفر بود، اما حداقل این حسن را داشت که مسیر خلوت بود. اتوبوس که راه افتاد، نفسی تازه کرد.
دنباله‌ی نوشته