داستان کوتاه هر چه که پیدا می‌کند، خرج اتینا می‌کند

داستان کوتاه هر چه که پیدا می‌کند، خرج اتینا می‌کند
در گذشته مطرب‌ها در مجالس عروسی و امثال آن پس از آن‌که یک دور می‌رقصیدند، در مقابل هر یک از مهمان‌ها می‌نشستند و پس از چندی عشوه‌گری و سروکله آمدن، زنگی را که در دست...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه ای کاش بابای ما هم پراید داشت

داستان کوتاه ای کاش بابای ما هم پراید داشت
تازه بازنشست شده بود از شغل شریف معلمی. صبح‌ها بیدار می‌شد می‌رفت باغش و به نخل‌هایش سری می‌زد. پاداش بازنشستگی‌اش را که دادند، پراید خرید؛ همان سال اولی که پراید رونمایی شده بود.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه پند بازرگان به خاموشی و سکوت

داستان کوتاه پند بازرگان به خاموشی و سکوت
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر فایده‌ی این مطلع گردانی.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه ورود سیاه‌پوست‌ها ممنوع

داستان کوتاه ورود سیاه‌پوست‌ها ممنوع
در سال ۱۹۵۹ رونالد مک‌نر پسر ده ساله‌ی آفریقایی‌آمریکایی که از هوش و استعداد بسیار بالایی برخوردار بود در کرولاینا زندگی می‌کرد. رونالد در حوزه‌ای که وارد می‌شد از جمله...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه سلیمان الراجحی

داستان کوتاه سلیمان الراجحی
سلیمان عبدالعزیز الراجحی میلیاردر سعودی تعریف می‌کند: فقیر بودم. به اندازه‌ای که حتی برای رفتن به سفر تفریحی که در مدرسه برای بچه‌ها تدارک دیده بودند یک ریال سعودی هم نداشتم.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه دیوانه‌تر از خودش ندیده

داستان کوتاه دیوانه‌تر از خودش ندیده
در ولایتی دیوانه‌ای بود که با حرکات خویش موجب آزار و اذیت مردم می‌شد. به‌خصوص زمانی که دیوانه به حمام می‌رفت، رفتارهای غیر معقول خود را بیش از پیش از خود نشان می‌داد.
دنباله‌ی نوشته