مغازهدار محل، هر روز صبح زود ماشین سمندش را در پیادهرو پارک میکند، مردم مجبورند از گوشهی خیابان رد شوند. سوپرمارکتی، نصف بیشتر اجناس مغازهاش را بیرون چیده...
در سال ۱۹۵۹ رونالد مکنر پسر ده سالهی آفریقاییآمریکایی که از هوش و استعداد بسیار بالایی برخوردار بود در کرولاینا زندگی میکرد. رونالد در حوزهای که وارد میشد از جمله...
سلیمان عبدالعزیز الراجحی میلیاردر سعودی تعریف میکند: فقیر بودم. به اندازهای که حتی برای رفتن به سفر تفریحی که در مدرسه برای بچهها تدارک دیده بودند یک ریال سعودی هم نداشتم.
در ولایتی دیوانهای بود که با حرکات خویش موجب آزار و اذیت مردم میشد. بهخصوص زمانی که دیوانه به حمام میرفت، رفتارهای غیر معقول خود را بیش از پیش از خود نشان میداد.
جوانی از رفیقش پرسید: کجا کار میکنی؟ پیش فلانی. ماهانه چند میگیری؟ ... تومان. همش همین؟ چطوری زندهای تو؟ صاحبکار قدر تو رو نمیدونه. خیلی کمه! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و...
نلسون ماندلا مبارز سیاسی آفریقای جنوبی بعد از ۲۷ سال که در زندان بود آزاد شد و در بدو آزادی از زندان، برای مردم سیاهپوست کشورش سخنرانی کرد. او با صدای رسا و بلند گفت: ای مردم...
روزی «مهدی بن منصور» خلیفهی عباسی، به شکار رفته و از لشکر دور افتاده بود. همچنان که حیران و سرگردان در صحرا میگشت، ناگاه به خیمهی اعرابی بادیهنشین رسید.
در آخرین لحظات سوار اتوبوس شد. روی اولین صندلی نشست. از کلاسهای ظهر متنفر بود، اما حداقل این حسن را داشت که مسیر خلوت بود. اتوبوس که راه افتاد، نفسی تازه کرد.
زن و مرد فقیری که چند بچه هم داشتند، زندگی سختی را میگذراندند و تنها درآمدشان از درخت سیب داخل حیاط منزلشان بود که با فروش آنها شکم خود و بچهها را سیر میکردند.
چهار نفر از اعضای خانواده قرار بود به مهمانی به منزل ما بیایند و همسرم سخت مشغول تهیه و تدارک بود. پیشنهاد کردم به سوپر مارکت بروم و بعضی اقلامی را که لازم بود بگیرم.