عبارت چوبکاری کردن به لحاظ معنی و مفهوم واقعی یعنی کسی را با چوب زدن و بهوسیلهی چوب تنبیه و سیاست کردن است. ولی مجازا بهمعنی: کسی را خجل و شرمسار کردن...
در گذشتههای دور بیشتر شاهان ایران و جهان در دربار خود دلقکهایی داشتند که با حاضر جوابیها، شیرین کاریها و بهخصوص متلکهای نیشداری که به حاضران جلسه میگفتند...
پس از کشته شدن «عثمان» سومین خلیفه از «خلفای راشدین» بهدست شورشیان، همسرش پیراهن خونآلود و مقداری از ریش کنده شدهی او را همراه نامهای برای «معاویه» فرستاد.
در زمان یکی از خلفا، مرد ثروتمندی غلامی خرید. از روز اولی که او را خرید، مانند یک غلام با او رفتار نمیکرد، بلکه مانند یک آقا با او رفتار میکرد. بهترین غذاها را به او میداد.
حسین بن منصور حلاج از عارفان مشهور ایران بود که در سال ۲۴۴ هجری در منطقهی «طور» از توابع فارس متولد شد. شغل پدر او حلاجی و پنبهفروشی بود و در خوزستان زندگی میکرد.
در گذشته تعداد سنگهای ترازو بهاندازهای نبود که همهی فروشندگان، بهخصوص فروشندگان دورهگرد، بتوانند از وزنهی استاندارد و مُهر شده استفاده کنند. در نتیجه قلوهسنگهای مدوری...
روزی مرد پارسایی در همسایگی مرد تاجری زندگی میکرد که هر دو از افراد بهنام و قابل احترام شهر بودند. مرد پارسا روز و شب به عبادت پروردگار و تزکیهی نفس میپرداخت.
حضرت ایوب از نوادگان حضرت اسحاق فرزند حضرت ابراهیم بود. خداوند متعال وی را به پیامبری برانگیخت. او را از نعمتهای وافر، فرزندان، باغها و گوسفندان و جاه و جلال بهرهمند ساخت.
به مردی اتهام دزدی کردن زده بودند، در صورتی که این تهمت واقعیت نداشت. به همین جرم او را نزد قاضی فرا خواندند. مرد از این اتهام ترس و واهمه داشت. همسرش متوجه این دلهرهی مرد شد.