داستان کوتاه چوبکاری کردن

داستان کوتاه چوبکاری کردن
عبارت چوبکاری کردن به لحاظ معنی و مفهوم واقعی یعنی کسی را با چوب زدن و به‌وسیله‌ی چوب تنبیه و سیاست کردن است. ولی مجازا به‌معنی: کسی را خجل و شرمسار کردن...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خر کریم را نعل کردن

داستان کوتاه خر کریم را نعل کردن
در گذشته‌های دور بیشتر شاهان ایران و جهان در دربار خود دلقک‌هایی داشتند که با حاضر جوابی‌ها، شیرین کاری‌ها و به‌خصوص متلک‌های نیش‌داری که به حاضران جلسه می‌گفتند...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه پیراهن عثمان

داستان کوتاه پیراهن عثمان
پس از کشته شدن «عثمان» سومین خلیفه از «خلفای راشدین» به‌دست شورشیان، همسرش پیراهن خون‌آلود و مقداری از ریش کنده شده‌ی او را همراه نامه‌ای برای «معاویه» فرستاد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه حسود هرگز نیاسود

داستان کوتاه حسود هرگز نیاسود
در زمان یکی از خلفا، مرد ثروتمندی غلامی خرید. از روز اولی که او را خرید، مانند یک غلام با او رفتار نمی‌کرد، بلکه مانند یک آقا با او رفتار می‌کرد. بهترین غذاها را به او می‌داد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه چند مرده حلاجی

داستان کوتاه چند مرده حلاجی
حسین بن منصور حلاج از عارفان مشهور ایران بود که در سال ۲۴۴ هجری در منطقه‌ی «طور» از توابع فارس متولد شد. شغل پدر او حلاجی و پنبه‌فروشی بود و در خوزستان زندگی می‌کرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه سنگ تمام گذاشتن

داستان کوتاه سنگ تمام گذاشتن
در گذشته تعداد سنگ‌های ترازو به‌اندازه‌ای نبود که همه‌ی فروشندگان، به‌خصوص فروشندگان دوره‌گرد، بتوانند از وزنه‌ی استاندارد و مُهر شده استفاده کنند. در نتیجه قلوه‌سنگ‌های مدوری...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه کلاه خود را قاضی کردن

داستان کوتاه کلاه خود را قاضی کردن
به مردی اتهام دزدی کردن زده بودند، در صورتی که این تهمت واقعیت نداشت. به همین جرم او را نزد قاضی فرا خواندند. مرد از این اتهام ترس و واهمه داشت. همسرش متوجه این دلهره‌ی مرد شد.
دنباله‌ی نوشته