داستان کوتاه زنگوله را که به گردن گربه می‌بندد

داستان کوتاه زنگوله را که به گردن گربه می‌بندد
روزگاری بود که مثل روزگار ما، گربه‌ها دشمن موش‌ها بودند و هر جا موشی به چنگ‌شان می‌افتاد، به‌دندان می‌گرفتند و می‌خوردند. در آن روزگار، تعداد زیادی موش در خانه‌ای بزرگ...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه حکیم‌باشی را دراز کنید

داستان کوتاه حکیم‌باشی را دراز کنید
این عبارت مثلی از نظر معنی و مفهوم استعاره‌ای با ضرب المثل معروف گنه کرد در بلخ آهنگری مترادف است. مورد استفاده و استعمال آن هنگامی است که قادر زورمندی مرتکب جرم شود.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه حساب منفعت‌هایش را می‌کند

داستان کوتاه حساب منفعت‌هایش را می‌کند
در گذشته بازرگانی ثروتمند زندگی می‌کرد که دوستانی داشت که برای او مشکل‌ساز بودند و جلوی پایش سنگ می‌انداختند. روزی از روزها بازرگان با شنیدن صدایی بلند از جایش برخاست.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه اسمش را نبر خودش را بیار

داستان کوتاه اسمش را نبر خودش را بیار
ملک علاءالدین از فرمانروایان سلسله‌ی غوریان قصد بهرام شاه کرد و بهرام شاه با او در کنار آب باران مصاف داد. بهرام شاه با وجود این‌که دویست فیل جنگی داشت از علاءالدین شکست خورد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه از آنهاست که نان را پشت در می‌مالند

داستان کوتاه از آنهاست که نان را پشت در می‌مالند
یکی بود، یکی نبود. مردی بود که هم فقیر بود و هم خسیس. یک روز دید دیگر پول و پله‌ای ندارد. تصمیم گرفت با پسرش به شهر دیگری بروند و کار کنند. او و پسرش به شهر دیگری رفتند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه مرغ از قفس پرید

داستان کوتاه مرغ از قفس پرید
در مبارزات سیاسی و نظامی و اجتماعی اگر یکی از دو طرف متقابل و متخاصم احساس ضعف و زبونی کند و قبل از آن‌که به‌دست مخالفان افتد، میدان مبارزه را ترک گفته، به محل امنی...
دنباله‌ی نوشته