داستان کوتاه مرغ از قفس پرید

داستان کوتاه مرغ از قفس پرید
در مبارزات سیاسی و نظامی و اجتماعی اگر یکی از دو طرف متقابل و متخاصم احساس ضعف و زبونی کند و قبل از آن‌که به‌دست مخالفان افتد، میدان مبارزه را ترک گفته، به محل امنی...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه عذر بدتر از گناه

داستان کوتاه عذر بدتر از گناه
روزی ناصرالدین شاه در یک مجلس خصوصی که از درباریان تشکیل یافته بود روی به اطرافیان خود کرد و پرسید: چه کسی می‌تواند بگوید عذر بدتر از گناه چیست؟
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه تو نیکی می‌کن و در دجله انداز

داستان کوتاه تو نیکی می‌کن و در دجله انداز
حکایت شده است که «متوکل» خلیفه‌ی ستم‌کار عباسی به‌جوانی به‌نام «فتح» علاقه‌مند شد، به گونه‌ای که تمام فنون زمان را به او آموخت تا این‌که نوبت به شناگری رسید.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه شیر بی‌دم و سر و اشکم

داستان کوتاه شیر بی‌دم و سر و اشکم
در گذشته قزوینیان رسم داشتند که قسمت‌هایی از بدن خود را خالکوبی کنند. مردی بر صورت پهلوانان نه بر سیرت ایشان، نزد دلاکی رفت تا نقشی بر بدنش بکوبد. استاد خالکوب از او پرسید...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خانه از پای بست ویران است

داستان کوتاه خانه از پای بست ویران است
سعدی می‌گوید: در مسجد جامع دمشق با دانشمندان مشغول مناظره و بحث بودم، ناگاه جوانی به مسجد آمد و گفت: در میان شما چه کسی فارسی می‌داند؟ همه‌ی حاضران اشاره به من کردند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه ‏اشرف خر

داستان کوتاه ‏اشرف خر
‏افراد حریص و طماع را اشرف خر گویند. این نام و عنوان مخصوصا به آن دسته از طمعکاران اطلاق می‌شود که حرص ‏و طمع و ولع آن‌ها سرانجام به ندامت و پشیمانی منتهی می‌گردد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه رقم رمق می‌خواهد یا با حکم اذا زلزلت

داستان کوتاه رقم رمق می‌خواهد یا با حکم اذا زلزلت
«رقم رمق می‌خواهد» ضرب المثلی قدیمی است و کنایه از این‌که حکم، کاری را صورت نمی‌دهد، بلکه کاردانی انجام دهنده‌ی حکم است که به‌حکم قوت اجرا می‌دهد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خان، انا انزلناه، تو هم، انا انزلناه

داستان کوتاه خان، انا انزلناه، تو هم، انا انزلناه
در اواخر دوره‌ی قاجاریه، مردم به طبقات گوناگونی از خان، میرزا، بیگ، رعیت و... تقسیم می‌شدند. ممتازتر از همه‌ی طبقات، اعیان یا خان‌ها بودند که معمولا از نظر ثروت و...
دنباله‌ی نوشته