مادری دختری داشت که به سن ازدواج رسیده بود. این مادر هر کجا میرفت از دخترش تعریف میکرد. یک روز به او خبر دادند برای دخترش خواستگار میآید. خانه و اثاث خانه...
عبارت زینب زیادی در مواردی بهکار می رود که در جمعی برای تمام افراد جمعیت جز یک نفر سهم و نصیبی قایل شوند و آن یک نفر را بهحساب نیاورند. در این موقع زبان حال آن...
«خواجه نظام الدین عبیدالله زاکانی» شناخته شده با نام «عبید زاکانی» شاعر، نویسنده و لطیفهپرداز پرآوازهی ایرانی سدهی هشتم هجری است. وی از خاندان «زاکانیان» بود.
مردی دهاتی به شهر آمد. یک نفر از دوستان شهری او که دختری بسیار زشت داشت با همکاری دو سه نفر از دوستان خود، اطراف او را گرفتند و با تشویق و ترغیبهای بسیار...
گویند پادشاهی از روی بوالهوسی فرمان داد تا هر صاحب عیبی را یک درم جریمه کنند. یکی از عوانان شحنه مردی یک چشم را دید و گفت: درمی ببایدت داد. مرد گفت: چه چه چرا دهم؟
در گذشته بازرگانی ثروتمند زندگی میکرد که دوستانی داشت که برای او مشکلساز بودند و جلوی پایش سنگ میانداختند. روزی از روزها بازرگان با شنیدن صدایی بلند از جایش برخاست.
ملانصرالدین روزها در خانهی خود به دور از انگشت تمسخر دیگران نشسته و سرگرم کاری بود. او هر روز در خانه میماند و تا جایی که میتوانست در روشنایی روز از خانه بیرون نمیرفت.
آوردهاند که شیادی بهحضور هارون الرشید خلیفهی عباسی بار یافت و خود را سیاح معرفی نمود. هارون الرشید از محصولات و جواهرات و صنایع و ممالکی که آن سیاح رفته بود...
روزی بهلول بهقصد سفر و دیدن جاهای دور، آذوقه برداشت و باروبندیل بربست و عازم گردید. چون چند شبانهروز راه برفت، در بیابانی دورافتاده شبانی دید که گلهی گوسفندان...