آرتور اش قهرمان افسانهای تنیس در سال ۱۹۸۳ تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت. این قهرمان افسانهای تنیس ویمبلدون بهخاطر خون آلودهای که در جریان عمل جراحی دریافت کرد به بیماری ایدز مبتلا شد.
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد. بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست.
نوشتهی زیر از مصاحبهای که شبکهی سیانبیسی با آقای وارن بافت (دومین مرد ثروتمند دنیا که مبلغ ۳۱ بیلیون دلار به موسسه خیریه بخشیده) انجام داده، برداشت شده است.
گویند شیخ ابوسعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود. با كاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت، پیاده سفر كرده و خدمت دیگران میكرد.
ظهر یکی از روزهای رمضان بود. حسین بن منصور حلاج همیشه برای جزامیها غذا میبرد و آن روز هم داشت از خرابهای که بیماران جزامی آنجا زندگی میکردند میگذشت.
مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید: چه کسی بر مردههای شما نماز میخواند؟ چوپان گفت: ما شخص خاصی را برای این کار نداریم؛ خودم نماز آنها را میخوانم.
ناصرالدین شاه به فراست دریافته بود که اطرافیانش همگی از مردم بیشخصیت و نوکرمآب هستند. حکایت زیر که سر پرسی سایکس در کتاب خود آورده، نمونهای از طرز فکر شاه و قضاوت او...
آوردهاند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او. شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است.
فریدریش ویلهلم نیچه فیلسوف، شاعر و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی و همچنین استاد زبان یونانی و لاتین بود. نوشتههای او شیوهای تازه و بسیار ژرف و پُر از کوتاهگوییهایی است که خود نیچه این شیوه را گزینگویی مینامید.