داستان کوتاه قبا سفید قبا سفید است

داستان کوتاه قبا سفید قبا سفید است
آورده‌اند که در روزگاران قدیم، در روستایی دو برادر زندگی می‌کردند. آن‌ها هر دو مجرد بودند تا این‌که تصمیم گرفتند برای خود همسری انتخاب کنند. جشن عروسی آن‌ها در یک شب برگزار شد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه زنگوله را که به گردن گربه می‌بندد

داستان کوتاه زنگوله را که به گردن گربه می‌بندد
روزگاری بود که مثل روزگار ما، گربه‌ها دشمن موش‌ها بودند و هر جا موشی به چنگ‌شان می‌افتاد، به‌دندان می‌گرفتند و می‌خوردند. در آن روزگار، تعداد زیادی موش در خانه‌ای بزرگ...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه حکیم‌باشی را دراز کنید

داستان کوتاه حکیم‌باشی را دراز کنید
این عبارت مثلی از نظر معنی و مفهوم استعاره‌ای با ضرب المثل معروف گنه کرد در بلخ آهنگری مترادف است. مورد استفاده و استعمال آن هنگامی است که قادر زورمندی مرتکب جرم شود.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه حساب منفعت‌هایش را می‌کند

داستان کوتاه حساب منفعت‌هایش را می‌کند
در گذشته بازرگانی ثروتمند زندگی می‌کرد که دوستانی داشت که برای او مشکل‌ساز بودند و جلوی پایش سنگ می‌انداختند. روزی از روزها بازرگان با شنیدن صدایی بلند از جایش برخاست.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه اسمش را نبر خودش را بیار

داستان کوتاه اسمش را نبر خودش را بیار
ملک علاءالدین از فرمانروایان سلسله‌ی غوریان قصد بهرام شاه کرد و بهرام شاه با او در کنار آب باران مصاف داد. بهرام شاه با وجود این‌که دویست فیل جنگی داشت از علاءالدین شکست خورد.
دنباله‌ی نوشته